صفى الدين محمد طارمى

263

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

سوى به دلالت شيخ و كتاب و سنّت . زيرا كه دلالت شيخ و هدايت او گاهى مىباشد ضرور در طريق . و آنچه در آخر باب است از قول او كه : « كسى كه طلب كند نور حقيقت را بر قدم استدلال ، حلال نيست از براى او دعوى فتوّت » تخصيص داده است « دليل » را در آن به « عقلى » ؛ و استدلال به ادلّهء عقليه ، مفرّق قلب است غالبا ؛ و جمع مىكند قلب را بر خداى تعالى نور كشف و تعرّف الهى ؛ پس متمسّك شو به هر چيزى كه جمع مىكند تو را بر خداى تعالى ، و ترك كن هر چيزى را كه مفرّق توست ؛ و آميخته نكنى اجابت خود را از براى داعى حقّ به عوضى . زيرا كه تو هرگاه اجابت كنى داعى حقّ تعالى را و سلوك كنى طريق او را ، سزاوار است از براى تو آنكه مجرّد كنى قصد خود را لوجه اللّه و پاك گردانى قلب خود را « 1 » از ما سواى حقّ تا « 2 » آنكه بوده باشى عبد خالص از براى او ؛ پس اگر ممزوج كنى اجابت خود را به عوضى يا به غرضى ، مىباشى تو عبد از براى عوض مقصود - نه از براى حقّ - و فتوّت اقتضا مىكند حرّيت را از رقّ و بندگى كون . « و واقف نشوى در شهود خود از براى حقيقت بر رسمى » از سواء ؛ و رسم خلق - اعمّ از آنكه بوده باشد عين او يا غير او - يعنى سزاوار نيست در شهود آنكه واقع شود نظرى از تو بر غير ؛ پس واقع شوى در تلوين ، و محتجب شوى از حقّ . زيرا كه شهود به محو نمودن آثار غير است و اگرنه نمىباشد صحيح . و اعلم أنّ من أحوج عدوّه إلى شفاعة و لم يخجل من المعذرة إليه ، لم يشمّ رائحة الفتوّة . اين فذلكه « 3 » است از براى درجتين اوليين . زيرا كه خلاصهء كلام در ايشان ، تحمّل

--> ( 1 ) . اصل : - لوجه اللّه و پاك گردانى قلب خود را . ( 2 ) . اصل : - تا . ( 3 ) . فذلكه : مجمل و خلاصهء كلام ؛ مشتقّ از « فذلك كذا و كذا » .